اسكندر بيگ تركمان
257
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
تاختند و آثار غلبه و اقتدار ظاهر ساختند از صدمات دليران ايشان تزلزل باحوال طايفه تركمان راه يافته هر چند مرتضى قليخان پاى ثبات و قرار استوار داشته مردم خود را بمحاربه تحريص نمود مفيد نيفتاد بالضروره عنان از محاربه تافته روى بوادى هزيمت آورده شكسته و بدحال به شهر درآمدند و باستحكام برج و بارو و فصيل و دروازه قيام نموده بسرانجام اسباب قلعه دارى پرداخت و طايفه شاملو و استاجلو قريب بدروازه رانده جمعى كثير را مجروح و قتيل ساختند درين معركه مير عبدالكريم متولى آستانهء مقدسه كه در پاى علم ايستاده بود بدست لشكريان نادانسته بقتل رسيده قباد خان قاجار كه همراه تركمانان بود خود را بميانه شاملو انداخت از امراء شاه على سلطان افشار حاكم جام بدست درآمد و چون خبر كشته شدن ولى خليفه و آشوب خراسان بامير حمزه خان و شاهقلى سلطان قارنچه استاجلو كه متعاقب او ميآمد رسيده طبل مراجعت كوفته بعراق بازگشتند . القصه على قليخان و مرشد قليخان بلدهء مشهد مقدس را محاصره نموده تا مدت چهار ماه ايام محاصره امتداد يافته صورت فتح و ظفر روى ننمود چون درويش محمد خان نزد حاكم مشهد مقدس بود و قلعهء نيشابور از حارس صاحب قدرت خالى على قليخان و اتباع او صلاح در آن ديدند كه متوجه بلده نيشابور گشته آن ولايت را بدست آورده اطراف و جوانب مرتضى قليخان را از اعوان و انصار خالى كرده بعد از آن بدفع او پردازند بدين عزيمت دست از محاصره مشهد مقدس بازداشته روانهء نيشابور شدند و درويش محمد خان از اين معنى آگاه گشته از مرتضى قليخان مرخص گشته متوجه نيشابور شد و خود را پيشتر از آن گروه به شهر انداخت در فكر قلعه دارى شد اما چون عليقلى خان و اتباع او به نيشابور رسيدند درويش محمد خان اسباب قلعه دارى چنانچه بايد و شايد سرانجام نتوانست داد صلاح حال خود را [ 187 ] در اطاعت و انقياد در ملايمت زد و بعهد و پيمان بيرون آمده بشرف سجدهء شاهزادهء كامكار و ملاقات خان عالى تبار فايز گرديد و ايشان بودن او را در نيشابور صلاح حال ندانسته آن ولايت را بمرشد قليخان سپردند و او كسان معتمد خود را در قلعه گذاشته درويش محمد خانرا مصحوب خود گردانيده متوجه تربت حيدريه كه در تصرف فرخ خان برادر مرتضى قليخان بود شدند مشار اليه نيز طريق درويش محمد - خان بعهد و پيمان قلعه را سپرده بمشهد مقدس رفت و عليقلى خان ولايت مذكور را در عوض نيشابور بدرويش محمد خان داده مقرر شد كه كس فرستاده مردم را بدانجا نقل نمايد بعد از وقوع اين قضايا عليقلى خان در موكب شهزادهء نامدار اعنى حضرت اعلى شاهى روى توجه بدار السلطنهء هرات آورده ساير امراء عظام رخصت يافته هر يك بالكاء خود رفتند درويش محمد خان بعد از كوچ كردن عليقلى خان از موافقت ايشان پشيمان گشته دل از الكاء نيشابور برنداشت و از تربيت حيدريه با قومى از طبقهء روملو كه همراه داشت بايلغار خود را به نيشابور رسانيد بىگمان داخل شهر شد اكثر مردم او كه هنوز در نيشابور از آمدن او آگاه گشته بر سر او جمعيت نمودند و مردم مرشد قليخان را از شهر بيرون كرده بدستور بامر حكومت پرداختند عليقلى خان در اثناى طريق مراجعت اين خبر استماع نموده چون تفرق سپاه و بعد راه دست داده بود از اين حركت ناهنجار كه از درويش محمد خان صدور يافت بمصلحت وقت اغماض نموده تدارك اينواقعه را بسال ديگر موقوف و بدار السلطنه هرات رسيده بعيش و عشرت مشغول گشت . اما مرتضى قليخان و ساكنان مشهد مقدس معلى چون از تنگناى محاصره خلاصى يافتند بجز خرابى و شكستگيها كه از نزول و عبور لشكر در حدود مشهد مقدس معلى واقع شده بود مشغول شدند و حقايق اين حالات را مرتضى قليخان بپايه سرير اعلى عرض نموده در دار السلطنه تبريز كه ميرزا سلمان و امراء